تاریخ : دو شنبه 6 مرداد 1393
نویسنده : محمدرضا ایمانی

عید آمد وعید آمد وان بخت سعید آمد              برگیر ودهل می زن کان ماه پدید آمد

عید آمد ای مجنون غلغل شنو از گردون         کان معتمد سدره از عرش مجید آمد

عید آمد ره جویان رقصان و غزل گویان            کان قیصر مه رویان زان قصر مشید آمد

صد معدن دانایی مجنون شد وسودایی          کان خوبی و زیبایی بی مثل و ندید آمد

زان قدرت پیوستش داوود نبی مستش          تا موم کند دستش گر سنگ وحدید آمد

عید آمد وما بی او عیدیم بیا تاما                   بر عید زنیم این دم کان خوان وثرید آمد

زو زهر شکر گردد زو ابر قمر گردد                  زو تازه وتر گردد هرجا که قدید آمد

برخیز به میدان رو در حلقه رندان رو               رو جانب مهمان رو کز راه بعید آمد

غم هاش همه شادی بندش همه آزادی         یک دانه بدو دادی صد باغ مزید آمد

من بنده آن شرقم در نعمت آن غرقم              جز نعمت پاک او منحوس و پلید آمد

برلب وتن رن چون غنچه وچون سوسن           رو صبر کن از گفتن چون صبر کلید آمد


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ : یک شنبه 5 مرداد 1393
نویسنده : محمدرضا ایمانی

روزی بهلول از مسجد (ابوحنفیه)می گذشت. دید خطیب مردم را موعظه می کند. ایستاد و به سخنانش گوش داد. او می گفت: جعفربن محمد عقیده دارد که کارها با اختیار از بندگان،در صورتی که آنچه از بندگان انجام می دهند خواست خداست و انسان از خود اختیاری ندارد. دیگر این که در روز قیامت شیطان در آتش می سوزد وحال آن که شیطان از آتش آفریده شده است وآتش هم جنس خود را عذاب نمی کند. دیگر اینکه خداوند موجود است ولی نمی شود او را دید. در صورتی که این دروغ است و هر موجودی دیدنی است. آنگاه بهلول کلوخی از زمین برداشت وسر خطیب را هدف گرفت وآن را شکست وخون جاری شد،سپس فرار کرد.

خطیب نزد خلیفه آمد و از بهلول شکایت کرد. خلیفه دستور داد بهلول را بیاورند وچون بهلول حاضر شد به او گفت: چرا چنین کردی؟

بهلول گفت:علت را از خود وی سؤال کنید. او می گوید: بندگان از خود اختیاری ندارند وهمه کارها به دست خداست. اگر اعتقاد او این چنین است پس سر او را خداوند شکسته ومن تقصیری ندارم.

او می گوید:جنس از هم جنس خود متأثر نمی شود وعذاب نمی بیند. وقتی انسان ازخاک است چرا باید از هم جنس خود متأثر و ناراحت شود؟

او معتقد است که هر موجودی باید دیده شود. خلیفه از وی سؤال کند که آیا دردی که او از این زخم احساس می کند دیده می شود؟!

این را گفت و از نزد خلیفه رفت.

((نظر یادت نره))


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ : جمعه 3 مرداد 1393
نویسنده : محمدرضا ایمانی

این انسانیت است....آیا انسان اشرف مخلوقات است....که با کودک هم نوع خود اینگونه می کند... نه صهیونیزم وحشی گریست....؟!

Death to Israel and Death to America

مرگ بر اسرائیل و مرگ بر آمریکا


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ : جمعه 3 مرداد 1393
نویسنده : محمدرضا ایمانی

انسان....قربون سیدالشهداء برم

فرمود:آزاده مرد باشید.....؟!

فریاد باید کرد.....

فریاد.....


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ : جمعه 3 مرداد 1393
نویسنده : محمدرضا ایمانی

آقا جانمان به قربانت کجایی بیا؟!گریه


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
برچسب‌ها: "صاحب الزمان" ,
تاریخ : جمعه 3 مرداد 1393
نویسنده : محمدرضا ایمانی

هی هات من الذلة

شروع جنگ با کی شیش ماهه های فلسطین !

یعنی اینقدر از فلسطین می ترسن !

اخه برای چی نشون دادن قدر!

چه قدرتی؟!

با این حیوونا چی باید گفت هان!؟

هیچی؟!

اما فلسطین بیت الی مقدس در راه منتظر باش و بجنگ چون تا نیاد و فرمان نده ما نمی تونیم بیایم منتظر باشین تا مردان وارد خانه ها شوند و تک تک تک آنها را به سولباده کشند..... تا اون روز مرگ بر اسرائیل و مرگ بر آمریکا


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0

صفحه قبل 1 صفحه بعد

آخرین مطالب

/
به وبلاگ من خوش آمدید